ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱٠  

آشنايي با نوزاد ماهيان زينتی

نوزاد ماهيان متعلق به خانواده Characidae كه بومي جنوب آمريكا هستند غالبا در رودخانه آمازون  در برزيل و رودخانه هاي پرو يافت ميشوند. ماهيان تازه از تخم خارج شده با ويژگي اختصاصي بدن مثلثي شكل و دهاني كه در بالاي سر قرار گرفته قابل تشخيص مي باشند. (تخم هاي هچ شده به شكل باد كرده و شكم دار هستند )

آنها نزديك سطح آب شنا مي كنند و از هر چيزي كه در دسترس آنها قرار مي گيرد تغذيه مي كنند. اين ماهيان مشهور آكواريومي اغلب ترجيح مي دهند به صورت دسته جمعي حركت كنند و اين رفتار طبيعي آنها است. دهان رو به بالا قرار دارد و خط باله پشتي مستقيم و محل باله  ‌پشتي نزديك به باله دمي ميباشد.

طرز قرار گرفتن ماهي در سطح آب به گونه ايست كه غذا را از سطح آب مي گيرد. غذاي آنها در حالت طبيعي شامل حشره هايي است كه روي سطح آب مي افتند. در آكواريم ها غذاي آنها معمولا همه انواع غذاي زنده, تازه و خرد شده است. هر چند براي غذاي خرد شده يا شناور توصيه مي شود  ميزان تغذيه مناسب باشد، بسته به اندازه ماهي مي توان سيكلوپس, دافتي, كرم ميگوهاي كوچك آب شور جهت تغذيه استفاده نمود.

آكواريم ها بايستي سر پوشيده باشند به علت آن كه آنها به خارج از آب مي پرند آب مورد نياز آنها داراي سختي متوسط و كمي اسيدي باPH بين 6تا7 و دماي 24 تا28 درجه سانتيگراد باشد. آنها از حركت دسته جمعي لذت ميبرند لذا پيشنهاد ميشود در يك آكواريوم نسبتاً بزرگ در دسته هاي ده تايي يا بيشتر نگهداري شوند. از گياهان شناور نيز ميتوان به عنوان سايه بان استفاده كرد. اين ماهي ها بسيار ظريف و حساس هستند و نبايد با هيچ ماهي مهاجم ديگر در يكجا نگهداري شوند.

از آنجا كه اين آبزيان ساكن سطح آب هستند، مي توان از ديسكس و يا فرشته ماهي در مخزن مشترك براي سطح مياني آب و نيز گربه ماهي گونه كوريدوراس براي لايه پاييني آب استفاده كرد. تخم هاي هچ شده دو نوع مي باشد كه شامل Carnegiella strigata (مرمرنما يا ابري ) كه زير گونه Carnegiellastri strigat strgat و Carnegiella stigata fasciata مي باشد و نيز Gasterolepecus sternicla (تخم هاي هچ شده نقره اي و سفيد) هستند

تخم هاي ابري شكل Carnegiella strgata strigata  يكي از مشهور ترين گونه هاي بومي پرو مي باشد. در حاليكه گونه ديگر Carnegiella strigata yasci  در گويان پيدا شده است. آنها به سايز چهار سانتيمتر مي رسند. رنگ آنها نقره اي مايل به سبز كمرنگ با خطهاي شكسته شده تيره رنگ كه از پايين بدن مي گذرد، است. از آنجاييكه آنها شناي فعال دارند بايد آكواريم ها داراي فضاي مناسب و بزرگ باشد تا جايي براي سرعت گرفتن آنها به هنگام حركتهاي دسته جمعي وجود داشته باشد.

آب مورد  نياز براي تكثير داراي PH بين 5/5 تا 5/6 و سختي پنج dGH با درجه حرارت 24 تا 28 درجه سانتيگراد مي باشد. تشخيص جنسيت آنها به سختي امكان پذير است اما در صورتي كه از بالاي آب نگاه كنيم ماده ها چاق تر هستند. عمل تكثير به سادگي صورت مي گيرد، يك قطعه زغال سنگ نارس به منظور تاريك كردن آب اضافه كنيد تا زمانيكه اين ماده تيره رنگ و مات است روشنايي موجود در آب قرار مي گيرد. آنها را با حشره هاي كوچك غذادهي كنيد تا مجبور به تخم ريزي شوند، ماده ها تخم ها را روي گياهان ذخيره مي كنند.

تخم ها پس از يك روز هچ مي شوند و در مدت پنج روز بچه ماهيان شروع به شناي آزاد مي كنند. براي سه تا چهار روز اول بچه ماهيان از غذاي پودر شده مقوي تغذيه مي شوند و پس از آن از بچه ميگوهاي آب شور استفاده مي شود. نوزاد ماهيان نقره اي( Gasteropelecus sternicla) بومي برزيل و رودهاي جنوبي حاشيه آمازون، گويان و سورينام هستند. آنها در چشمه هاي كوچك آب با مقدار كافي گياه پيدا مي شوند. حداكثراندازه آنها شش سانتيمتر است. ( آنها معمولا به اجتماعي بودن معروف هستند)

فاكتورهاي آب شاملpH بين شش تا هفت با دماي 23 تا 26 درجه سانتيگراد و سختي دو تا پانزده درجه dGH  مي باشد. نرها باريك تر از ماده ها مي باشند و از لارو پشه مالاريا و مگس هاي كوچك تغذيه مي كنند و نيز غذاي پودري خشك را مي پذيرند. اين ماهي ها در اسارت بر خلاف لاروهاي مرمرنما يا ابري تكثير موفقيت آميزي ندارند.

**************************************************************

معرفي يك كتاب فارسي در زمينه GMP و كاربرد در صنايع شيلاتي

 

كتاب اصول اجرايي GMP در صنايع شيلاتي داراي دوازده فصل مختلف است كه در آن نويسنده اصول GMP را تشريح كرده است.

GMP كوتاه شده عبارتGood Manufacturing Practice به معناي عمليات توليدي صحيح است. GMP پيش نياز نظام تضمين ايمني مواد غذاييHACCP است كه اجراي آن توسط سازمانهاي جهاني از جمله كدكس مواد غذايي در كليه واحدهاي فراوري مواد غذايي, صنايع دارويي, ساخت وسايل پزشكي و توليد خوراك دام و غذاي آبزيان پرورشي توصيه شده است.

عمليات توليدي صحيح (GMP), توليد پايدار و سلامت محصول را طبق استاندادهاي مورد نظر تامين ميكند. در واقع اصول GMP عوامل كنترلي هستند كه بر كل عمليات توليد و كنترل كيفيت تمركز دارند (نه بر يك فرايند خاص). اصول GMP كه در اين كتاب تشريح شده اند عبارتند از:

  • متعهد شدن مديريت درقبال اجراي استانداردهاي مورد نظر و برنامه هاي بهداشتي
  • طراحي و ساخت كارخانه بر اساس اصول بهداشتي
  • تهيه امكانات بهداشتي نگهداري مواد خام  و محصول
  • ماشين آلات و تجهيزات فراوري
  • شرايط كاركنان واحدهاي فراوري
  • كنترل كيفيت مواد خام و محصول
  • كنترل آفات
  • مستند سازي و ثبت اطلاعات
  • نظافت و گندزدايي
  • عقد قرارداد و شرايط آن
  • بررسي شكايات و فراخواني محصول

اين كتاب در 224 صفحه توسط انتشارات نقش مهر به چاپ رسيده است.

*********************************************************************

آبزي‌‌پروري فقط يك صنعت صادراتي نيست

سيد محمد يزدانپرست

گروه مطالعه و بررسي - دفتر طرح و توسعه شيلات

Email : yazdan@iranfisheries.net

  با توجه به اينكه صيد آبزيان به بالاترين ظرفيت خود نزديك شده و يا از آن گذشته است، مزارع پرورش ماهي بايد بار سنگين‌تري را در جهت تلاش براي تغذيه فقرا و گرسنگان بدوش بكشند. بيش از يك ميليارد نفر از جمعيت جهان براي تامين بخش عمده‌اي از پروتئين حيواني خود به ماهي وابسته‌اند و بخش قابل توجهي ازآنها بطور روز افزون از طريق مزارع پرورش ماهي و منابع آبي مديريت شده تامين مي‌شود. اينها عمدتاً در مناطقي از جهان قرار دارند كه مردم آن بيشترين آسيب‌پذيري را در مقابل ناامني غذايي دارند.

در بين سالهاي 1970 تا 2000, آمار سازمان خواربار و كشاورزي جهان ( فائو) نشان مي‌دهد كه سهم آبزي‌پروري در كل توليد آبزيان در جهان شامل ماهي و صدف خوراكي (بجز گياهان آبزي) از 3/9 به 27 درصد از كل, حدوداً 7 برابر افزايش يافته است و در سال 2000 اين بخش بيش از 36 درصد از ماهي مورد نياز مصرف مستقيم انساني جهان را فراهم نموده است. بيشترين سهم از رشد توليدات آبزي‌پروري جهان در كشورهاي در حال توسعه (90 درصد از كل) مربوط به كشورهايي است كه داراي درآمد سرانه پائين مي‌باشند. رشد سالانه آبزي‌پروري در اين كشورها در سه دهه گذشته در مقايسه باكشورهاي توسعه يافته بيش از دوبرابر شده و بيشترين اين توليدات در مزارع كوچك خانوادگي بوده است.

حدود 13 درصد توليد مربوط به بخشي است كه بعضاً آبزي‌پروري صنعتي خوانده مي‌شود و شامل گونه‌هاي گوشت‌خوار در بالاترين سطح از زنجيره غذايي مي‌باشند. اين امر مورد توجه روهانا سوباسينگ Rohana Suba Singhe ، كارشناس ارشد شيلاتي فائو و دبير كميته فرعي آبزي‌پروري از كميته ماهيگيري، قرار گرفته است. بيشترين ميزان توليد شامل گونه‌هايست كه در پايين‌ترين سطح از زنجيره غذايي قرار مي‌گيرند و اين در كشورهاي درحال توسعه خصوصاً در آسيا اتفاق مي‌افتد. جائيكه آبزي‌پروري تامين كننده نيازهاي غذايي و معيشتي مي‌باشد.

غذاي سالم و ارزان:

ماهي براي ميليونها نفر در جهان يك غذاي اصلي بشمار مي‌رود. ارقام سازمان خوار ‌و‌ بار كشاورزي جهاني (فائو) براي سال 2000 نشان ميدهد كه ماهي تامين كننده حدود  19 درصد از پروتئين حيواني در افريقا, 21 درصد در چين و 23 درصد درآسيا است. در سطح كشورها بعضاً از اهميت بالاتري نيز برخوردار مي گردد. براي مثال مردم فيليپين بيش از 53 درصد از پروتئين حيواني مورد نياز خود را از طريق مصرف ماهي تامين مي كنند.

يكي از عمده‌ترين دلايل تقاضاي بالا در كشورهاي در حال توسعه براي ماهي به عنوان غذاي اصلي خصوصاً گونه‌هاي پرورشي ارزان قيمت آب شيرين كه در پائين ترين سطح زنجيره غذايي تغذيه مي كنند، امكان خريد آن توسط فقيرترين قشر جامعه مي‌باشد. اما علاوه بر مزايايي كه خوردن ماهي براي اقتصاد خانوار به همراه دارد. خوردن آن حتي به ميزان كم مي تواند تعادل مناسبي در رژيم غذايي سالم ايجاد نمايد. ماهي، منبعي غني از بهترين پروتئين‌ها و انواع گوناگوني از ويتامينها, عناصر كمياب شامل ويتامينهاي Aو D , فسفر, منيزيم, سلينيم و يد است. همچنين روغن بسياري از گونه‌ها داراي ارزش غذايي و سلامتي مي‌باشد.

آبزي‌پروري و فقرزدايي:

وراي نقش مستقيم آبزي‌پروري در مقابله با گرسنگي, آبزي‌پروري مي تواند با كاهش فقر و افزايش درامد ارزي در كشورهاي در حال توسعه نقش غير مستقيمي در بهبود امنيت غذايي ايفا نمايد. امروزه ماهي يكي از عمده ترين محصولات غذايي در تجارت جهاني به شمار مي رود. ارزش كل توليدات ماهيگيري در جهان در سال 2001 به 56 ميليارد دلار بالغ گرديده است و كشورهاي در حال توسعه توليدكننده بيش از 50 درصد از ماهي و فراورده‌هاي آن مي باشند كه در بازارهاي جهاني بفروش مي رسد كه بمعناي اشتغال بيش از پيش است.

آبزي‌پروري براي ميليونها نفر در جهان بطور مستقيم و يا از طريق صنايع وابسته همچون عرضه مواد غذايي براي آبزيان, تجهيزات و خدمات براي مزارع  شغل ايجاد نموده است. بالاترين ميزان اشتغال در اين بخش در كشور چين است جائيكه حدود 4 ميليون نفر بطور تمام وقت به اين حرفه مي پردازند. در ويتنام ميزان اشتغال در بخش آبزي پروري به بيش از 700000 نفر رسيده و در بخش پرورش ميگو و گربه ماهي متوسط درامد سرانه خانوار در سالهاي اخير به 1000 دلار رسيده است. اين مقدار بيش از مقدار درآمدي است  كه در ساير بخشهاي كشاورزي در اين كشور وجود دارد. متوسط درآمد سرانه خانوار در ويتنام حدود 408 دلار مي باشد.

امنيت و محيط زيست:

به رغم وجود منافع زياد، چالشهايي نيز در بخش آبزي پروري وجود دارد. جهاني شدن تجارت مواد غذايي, غذا را در مركز توجهات جهاني قرار داده است. فراورده هاي ماهي بطور عام و فراورده هاي آبزي پروري بطور خاص در ارتباط با ايمني و عواقب زيست محيطي آن مورد سوال و در معرض ايراد مي باشند.

موضوعات خاص در اين ارتباط عبارتند از: ازبين رفتن زيستگاههاي طبيعي و تبديل آن به مزارع پرورش ميگو و استفاده از آنتي بيوتيك‌ها، وابستگي به پودر ماهي از بخش صيد در بعضي از فعاليتهاي آبزي پروري و نيز معرفي گونه‌هاي غير بومي به اكوسيستم‌ها. اينها مشكلات اصلي هستند اما مي دانيم كه اغلب آنها ناشي از وجود چارچوب‌هاي قانوني ضعيف و رشد سريع گونه هاي با ارزش, به دليل وجود پتانسيل هاي تجاري بالايست كه براي آنها وجود دارد. سرگي گارسيا(Serge Garsia) مدير بخش ماهيگيري فائو مي گويد: تمركز ما بايد در جهت بهبود ميزان درك ما از علل و اثرات واقعي اين عوامل, شناسايي راه‌حلها و توافق همگاني جهت تدوين معيارهاي مسئولانه و انجام اقداماتي موثر باشد.

چالش هاي رسيدن به توسعه پايدار در آبزي‌پروري تنهانيمي از قصه است. سوباسينگ مي افزايد: ما در اين راه درسهاي مهمي گرفته ايم. مناطقي را ديده ايم كه درآن بهبود فوق العاده‌اي در توليد پايدار انجام پذيرفته است. براي كمك به حل مشكلات زيستمحيطي، ايمني و تنظيم برنامه اي براي توسعه پايدار بخش آبزي پروري, كميته ماهيگيري فائو در سال 2001 يك كميته فرعي بين المللي براي آبزي پروري تاسيس كرده است كه در اين كميته فرعي بيش از 50 كشور فعالانه مشاركت دارند و بمنظور بررسي مسائل مشترك و سازماندهي كار مرتباً در فائو تشكيل جلسه مي‌دهند.

*********************************************************************

پرورش ماهي در كشورهاي عربي :  جهشي در توليد ماهي

(گزارش مندرج در مجله ايفوفيش مورخ دسامبر 2003 ميلادي )

 

كشورهاي عربي بايد از پتانسيل بالايي كه براي پرورش ماهي دارند ، به صورتي علمي و پايدار شروع به بهره برداري كنند كه اين امر باعث افزايش توليد در جمعيتهاي رو به رشد آنها و نيز ورود ارز خارجي به كشورهايشان مي گردد.

 

توليد ماهي از آبهاي دريايي ، لب شور و شيرين و نيز از پرورش ماهي باعث توليد يك منبع غذايي ، اشتغالزايي ، تفريح ، كسب و كار و بهبود شرايط اقتصادي براي مردم سراسر جهان ، چه براي نسل حاضر و چه براي نسل آينده مي گردد.

منابع توليد ماهي در كشورهاي عربي چه از آبهايي كه در حاشيه 22 كشور عربي قرار دارد و چه از آبهاي داخلي اين كشورها ، همانند پرورش ماهي در آبهاي شيرين و شور ، بعنوان يك بخش خيلي مهم براي توسعه مد نظر مي باشد. اگر از اين منابع بصورت منطقي و علمي بهره برداري گردد ، شيلات نقش بسيار مهمي را در افزايش تقاضا براي غذا و نيز در اصلاح شرايط اقتصادي بسياري از كشورها خواهد داشت.

خطوط ساحلي كشورهاي عربي رويهم رفته بيش از 23000 كيلومتر طول دارد و منطقه فلات قاره اي   در حدود 608000 كيلومتر مربع مي باشد .ميزان آبهاي داخلي، منطقه اي در حدود 7.2  ميليون هكتار را پوشش مي دهدكه شامل دلتاها ، باتلاقها ، مخازن، تالابها، رودخانه ها ، درياچه ها ، و غيره مي باشد. آبهاي دريايي كه در حاشيه كشورهاي عرب قرار دارد شامل: خليج فارس و درياي عمان از سمت شرق ، درياي عربي ، خليج عدن و اقيانوس هند از سمت جنوب ، درياي مديترانه از سمت شمال و اقيانوس اطلس از سمت غرب مي باشد. علاوه بر آن منابع آبي ديگر اعم از درياي سرخ و خليجهاي متعدد كوچك ، رودخانه هاي اصلي ( عمدتا” رودخانه نيل ، رودخانه دجله و فرات) درياچه هاي طبيعي و مصنوعي (شامل درياچه ناصر در مصر ، درياچه نوبيا در سودان و درياچه اسد در سوريه ) كه جزء منابع آبي داخلي محسوب مي گردند ، همگي سبب مي شوند كه كشورهاي عربي پتانسيل فوق العاده اي براي افزايش توليد ماهي داشته باشند.علاوه بر آن مناطق انحصاري اقتصادي (EEZ) ، منابع دريايي كشورهاي عربي را به سمت آبهاي بين المللي تا 200 مايل دور از ساحل گسترش مي دهد.

آبزي پروري در آبهاي دريايي و آبهاي شيرين ، يك منبع توليد ماهي نسبتا” جديد در كشورهاي گوناگون عربي است كه هم اكنون بعنوان يك پتانسيل ديگر جهت افزايش توليد منطقه اي محسوب مي گردد.

سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد – فائو-  تخمين زده است كه توليد ماهي توسط تمام كشورهاي عربي با استفاده از تمام منابع در سال 2001 ،  2.8 ميليون تن يا 2.6 درصد از كل توليد جهاني (130.2 ميليون تن) در سال مشابه بوده است. پرورش ماهي در كشورهاي عربي با استفاده از آبهاي شور و آبهاي شيرين در سالهاي اخير به شكل عمده اي افزايش يافته است. در سال 1997 ، توليد كل آبزي پروري از منابع آبهاي شور و شيرين از 98000 تن به 170000 تن در سال 1998 افزايش يافته است . اين ميزان در سالهاي 2000 و 2001 به ترتيب به 252000 تن و 366600تن رسيده است كه 13 درصد از كل توليد را شامل مي گردد.اين توليد نشاندهنده يك پيشرفت واقعي در آبزي پروري در ميان كشورهاي عربي است كه در سال 1984 اين مقدار فقط22000 بوده است كه در آن زمان فقط 4 كشور عربي درگير امرپرورش ماهي بوده اند. بهرحال، هم اكنون 17 كشور عربي مشغول آبزي پروري هستند.

 

اهميت آبزي پروري

 

بطور كلي توليد ماهي از منابع دريايي و آبهاي شيرين دنيا بواسطه بهره برداري بيش از حد از اين منابع و تخريب اين زيستگاهها ، برروي زندگي مردمي كه از اين منابع امرار معاش مي كنند ، تاثيري منفي گذاشته است. آبزي پروري ، بعنوان يك منبع درآمد بيشتر و جايگزين به اين افراد معرفي شده است. اين فعاليت فاصله بين عرضه و تقاضاي ماهي را پر مي كند. اگرچه آبزي پروري پتانسيل بزرگي براي افزايش توليد دارد، ولي محدوديتهايي مانند محيط زيست، تخريب ساحل، و تاثيرات جانبي كه سيستمهاي پرورشي مي گذارند و نيز تكنولوژيهاي بكاررفته  در آبزي پروري وجوددارد كه بايد به آنها نيز توجه كرد.

اهميت آبزي پروري در دنيا رو به رشد است كه درسال 2001 به 29 درصد رشد دركل دنيا رسيد. تلاشهايي در سطح جهان براي برابري اين رشد با رشد سريع جمعيت دنيا كه ميزان بالايي ماهي براي تغذيه احتياج دارند، در پاسخ به كاهش صيد از منابع دريايي و آب شيرين وجود دارد.اغلب كشورهاي عربي ، مستثناي از اين امر نمي باشند. بيشتر كشورهايي كه منابع آب شيرين دارند مانند مصر ، عراق، سودان و سوريه، سالهاست فعاليت آبزي پروري را بعنوان يك وسيله امرار معاش انتخاب كرده اند. هرچند كه در سالهاي اخير ، اينگونه فعاليتها به صورت وسيعي جنبه تجاري پيدا كرده است. ساير كشورهاي عربي، از آنجا كه داراي منابع آبهاي شيرين محدودي هستند بنابراين مشغول امر پرورش ماهي در قفسهايي شناوردر امتداد خطوط ساحليشان (مانند تونس ، موروكو ، عربستان سعودي ، كويت و بحرين ) هستند،‌كشورهايي چون امارات عربي متحده و عمان يكسري مراكز تحقيقاتي جهت پرورش ماهي در آبهاي دريايي ،ايجاد كرده اند.

 

سرمايه گذاريهاي عمده در بخش آبزي پروري

 

مصر و عربستان سعودي در مراحل آزمايشي اين طرح هستند و به عنوان قطبهاي اصلي در بين كشورهاي عربي در زمينه پرورش ميگو در سواحل درياي سرخ و مديترانه ،مطرح هستند.بعضي از مراكز تحقيقاتي خصوصا در امارات عربي متحده (سواحل خليج فارس) در زمينه پرورش ميگو تحقيقاتي را ا نجام داده اند .نتيجه تحقيقات آنها بيشتر به سمت بخش خصوصي كه قسمت اعظم سرمايه گذاريها را بعهده دارد ،هدايت ميشود. بعلاوه بخش خصوصي در بعضي از كشورهاي عربي ، جهت اجراي پروژه هاي آبزي پروري خصوصا در زمينه توليد و پرورش ميگو سرمايه گذاريهاي كلاني را انجام داده است.

از مهمترين تشكيلات آبزي پروري مي توان از Sanai shrimp21 واقع در شمال صحراي سينا در مصر و در عربستان سعودي ميتوان به مزارع پرورش ميگوي Jazan  در سواحل درياي سرخ اشاره كرد كه مجهز به پيشرفته ترين دستگاههاي عمل آوري ميگو ميباشد.

شركت بين المللي پرورش ماهي ASMAK در سال 1996 در ابو دئابي امارات تاسيس شد ودر مناطق راس الخيمه و فوجاريه ماهي سيم و باس دريايي را در قفس پرورش داده و جهت بازارهاي داخلي و صادرات توليد ميكند. شركت ASMAKگسترش يافته و در ساير كشورهاي عربي هم نمايندگي هايي را تاسيس نموده كه از آنجمله در عمان شركت آبزي پروري خوريات Quriyatرا جهت پرورش سيم و باس و كفال و ميگوي پرورشي تاسيس نموده است .همچنين در منطقه ام القوين امارات عربي متحده وكويت اقدام به احداث هچري هايي تحت عنوان شركتهاي آبزي پروري بين المللي خليج كرده  كه نوزاد باس و سيم و هامور و ساير گونه ها را توليد مي كند.

بعلاوه شركت ماهيگيري عرب پروژه هاي مربوط به پرورش تيلاپيا را در عربستان سعودي و همچنين دو پروژه در زمينه پرورش تيلاپيا و توليد فينگر لينگ را در مصر بعهده دارد. همچنين يكي از شركتهاي بزرگ آبزي پروري  اقدام به پرورش ماهي در منطقه Nador واقع در سواحل جنوبي درياي مديترانه ميكند. همچنين در تونس يك شركت تونسي اقدام به پرورش سيم دريايي و باس جهت صادرات به كشور هاي منطقه كرده است ، همچنين اين شركت قصد دارد كه درصد بازده توليد ماهي تازه خود را افزايش دهد .

گونه هاي پرورشي رايج در ساير كشورها بيشتر گونه هايي را شامل ميشود كه دربازار هاي داخلي مصرف دارد و يا صادر ميگردد. در مصر و سودان تيلاپياي نيل  همچنين در عربستان تيلاپيا پرورش داده ميشود همچنين در مصر كپور در مزارع برنج و كفال در درايچه اي داخلي پرورش مي يابد.در بحرين و قطر كويت و عمان هم هامور از گونه هاي پرورشي رايج است.از گونه هاي ميگو پرورشي ميتوان به گونه هاي ببري سبز و هندي وببري سياه اشاره كرد كه بصورت اقتصادي در مزارع مصر و عربستان پرورش مي يابد.درمصر بعضي از مزارع پرورشي در صحرا ها واقع شده و از منابع آبي زير زميني در آنها استفاده ميگردد.

انتظار ميرود وقتي تحقيقات در زمينه پرورش ماهي عملي بودن امر پرورش را از نظر اقتصادي ثابت كرد و روشها ي جديد پرورشي شناخته شد آبزي پروري و توليد ماهي بصورت اساسي افزايش يابد.

 

آبزي پروري و امنيت غذايي

 

؛...... براي داشتن يك زندگي سالم تمام مردم  درهر زمان نياز به غذا و مواد غذايي با ارزش دارند كه از اينطريق بتوانند نياز هاي  غذايي خود را برآورده سازند ....؛ (رم/ايتاليا/اجلاس جهاني غذاFAO /1996 )

با در نظر گرفتن اين تعريف در ذهن، آبزيان مي توانند نقش مهمي را در تامين نياز هاي غذايي داشته باشند ولي در اين بين قدرت خريد پايين  بخش را نبايد ناديده گرفت. بعلاوه بااينكه ماهي تقش مهمي را در امنيت غذايي دارد ولي بيشتر توليد كنندگان ماهي با  درآمدي كه از پرورش آبزيان بدست ميآورند قادر به خريد ماهي نيستند و نمي توانند آن را مصرف كنند.

با اينكه تمام منابع دريايي و آبهاي داخلي بطور كامل مورد  بهره برداري قرار مي گيرند ولي از آنجاييكه نياز جوامع عربي به آبزيان همچنان  روبه افزايش است، لازم است كه اين كشورها روشهايي را جهت افزايش پرورش گونه هاي بومي و كاهش واردات اتخاذ نمايند.

آبزي پروري در كشورهايي مثل مصر و سودان و عراق كه داراي جمعيت زيادي هستند بسيار مفيد بوده و اگر اين امر بصورت متمركز و مجتمع در نوار ساحلي انجام گيرد مي تواند مثمر ثمر باشد .

 

نياز هاي توسعه

 

كل ميزان توليد ماهي در كشور هاي عربي در حدود 2تا 5/2 ميليون تن است كه اين ميزان در سالهاي اخير ثابت مانده و با توجه به رشد افزايشي جمعيت در يكسال لازمست اين ميزان افزايش يابد.

دربسياري از كشورهاي عربي از جمله مصر سالهاست كه آبزي پروري به عنوان فعاليتي كه جنبه امرار معاش دارد ،پرداخته مي شود ولي بعد اقتصادي آن  و ارزشي كه از اين لحاظ دارد ،اخيرا مورد توجه قرار گرفته است.افزايش ميزان صيد هم با اعمال مديريت هاي صحيح و روشهاي درست حفاظتي امكان پذير است.همچنين ميزان توليد كل را ميتوان از طريق بازسازي و رها سازي در ذخاير آبي افزايش داد.در هر صورت ثابت ماندن ميزان توليد با روند روبه رشد جمعيت  يك نوع بدشانسي تلقي مي گردد.

منسجم كردن و تحرك عوامل توليد نه تنها سبب افزايش ميزان توليد ميشود بلكه نتيجه آن افزايش ميزان مصرف سرانه است. همانطوريكه اشاره شد با افزايش جمعيت نياز هاي غذايي هم افزايش مييا بد ميزان مصرف سرانه در كشورهاي عربي 9 كيلوگرم است و اين درحاليست كه ميانگين متوسط آن درجهان 14 كيلوگرم است.

جهت گسترش آبزي پروري دولت ومراكز تحقيقاتي نياز مند سرمايه گذاري خصوصا در نوار ساحلي مي باشند در اين بين استفاده از مراكز تحقبقاتي دولتي جهت شناسايي پروژه ها و ارائه خدمات امري اجتناب ناپذير است.همچنين نقش بخش خصوصي در زمينه سرمايه گذاري در پروژه هاي متمم مثل هچري ها و كارخانجات غذا و ساير صنايع وابسنه نبايد ناديده انگاشته شود.

تحقيقات در اين بخش بايد با استفاده از تكنولوژي هاي مناسب و جديد افزايش يابد ،استفاده از روشهاي متراكم و نيمه متراكم در مزارع و يا به عبارت ديگر استفاده از روشهايي كه هزينه هاي توليد پايينتري را در بر دارد و همچنين اطمينان از اينكه فعاليتهاي آبزي پروري از نظر زيست محيطي كا ملا بي خطر هستند موارديست كه حتما بايد به آن توجه شود. همچنين پرورش گونه هاي بومي وگونه هايي كه از ميزان مصرف بيشتري برخوردارند و همچنين معرفي گونه هاي جديد مي بايست با در نظر گرفتن شرايط اكولوژيكي منطقه صورت پذيرد .

در پايان ،از آنجاييكه آبزي پروري يكي از روشهاي مطمئن و سريع در توليد غذا محسوب ميگردد لذا رعايت نكات و استفاده از دستوراتي كه FAO  بدان اشاره كرده است ،براي دست يابي به آبزي پروري پايدار و مسئولانه الزام آور است.

**************************************************************

امريكا ماهي خاوياري بلوگا را در معرض خطر نابودي مي داند

                           

سايت اينترنتي http://www.caviaremptor.org در گزارشي از واشنگتن مدعي شد: دولت آمريكا اگرچه از خطر انقراض نسل ماهي بلوگا خبر ميدهد, ليكن هيچ اقدامي در جهت حفظ آن انجام نمي دهد. گروههاي محافظه كار مي گويند كه اقدامات عاجلي در جهت ممنوعيت واردات خاويار بلوگا به منظور جلوگيري از انقراض نسل آن لازم است و بايد از مصرف كنندگان بخواهيم تا از مصرف خاويار ماهي بلوگا خودداري نمايند.

اين گزارش حاكيست امروز سازمان حفاظت از حيات وحش و آبزيان ايالات متحده آمريكا اعلام نمود كه ماهي خاوياري بلوگا را در ليست گونه هاي در معرض خطر انقراض قرار خواهد داد, اما هر گونه اقدامي را براي حفاظت از اين گونه به مدت 6 ماه به تعويق انداخت. در اثر تقاضاي موجود براي خاويار بلوگا، جمعيت اين گونه از ماهيان خاوياري در دهه هاي اخير كاهش يافته است.

 كارشناسان حفظ محيط زيست عدم اقدامات سازمان حفاظت از حيات وحش و آبزيان ايالات متحده آمريكا را مورد نقد قرار داده و ميگويند كه ممنوعيت فوري و طولاني واردات خاويار بلوگا براي تضمين حفظ نسل اين گونه لازم و ضروري است. بر اساس آخرين آمار مركز جهاني حفاظت از منابع زنده وابسته به برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد، آمريكا با واردات بيش از 60 درصد, بزرگترين واردكننده خاويار بلوگا در دنياست.

ماهي بلوگا گونه ايست به قدمت  دويست ميليون سال, كه شاهد كاهش 90 درصدي جمعيتش در بيست سال گذشته بوده و كارشناسان معتقدند كه فقط تعداد كمي از ماهيان بالغ بلوگا در درياي خزر باقيمانده اند كه شايد آ‎خرين بازمانده هاي اين گونه اند. در دسامبر سال2000 گروههاي حفاظت از خاويار متشكل از اتحاديه اي از دانشمندان علوم دريايي و سازمانهاي حفاظت از محيط زيست، طي بيانيه اي از دولت آمريكا درخواست نمودند كه اين ماهي در خطر انقراض را تحت قانون حفاظت از گونه هاي در حال انقراض قراردهد و بر آن اساس ورود خاويار بلوگا به ايالات متحده را ممنوع نمايند.

اين در حالي است كه سازمان حفاظت از حيات وحش و آبزيان اقدامات حفاظتي خود را به بعد از صيد بهار درياي خزر كه بزرگترين دوره صيد ميباشد موكول نموده است. به اين ترتيب صيد همچون گذشته انجام خواهد شد و بلوگا در معرض خطر بيشتري قرار خواهد گرفت.

ليزا اسپير(Lisa Speer) از موسسين جمعيت هاي حفاظت از خاويار و كارشناس ارشد سياستگذاري براي شوراي حفاظت از منابع طبيعي امريكا (NRDC) در سال 2002 از سازمان حفاظت از حيات وحش و آبزيان آمريكا بدليل عدم انجام اقدامي در جهت رسيدگي به درخواست جمعيت هاي حفاظت از خاويار در زمان مقرر شكايت نموده است. مصرف خاويار بلوگا در آمريكا موجب تشديد وضعيت مخاطره آميز خاويار بلوگا شده , و ناتواني دولت در توقف سريع واردات خاويار بلوگا به معناي ادامه سير نزولي حركت اين گونه بسوي انقراض خواهد بود.

سايت اينترنتي  http://www.caviaremptor.org در ادامه مي افزايد: تجارت قانوني خاويار در جهان بر اساس كنوانسيون تجارت بين المللي گونه هاي در خطر انقراض (سايتسCITES) حدود 100 ميليون دلار در سال برآورد ميشود و علت انقراض نسل ماهي بلوگا كه خاويار آن را سايتس يكي از ارزشمند ترين كالاي حيات وحش مي خواند عمدتاً صيد بي‌رويه, تجارت غير قانوني, از بين رفتن زيستگاهها و آلودگي ميباشد.

پيشنهاد سال 2002 سازمان حفاظت از حيات وحش و آبزيان براي قراردادن بلوگا در فهرست گونه هاي در خطر انقراض با حمايت همه جانبه 50 دانشمند برجسته آمريكايي, 200 سر آشپز ممتاز و هزاران نفر در سراسر جهان همراه بوده است. بر اساس گزارش سازمان,  4257 مورد اظهار نظر مردمي در ارتباط با اين پيشنهاد دريافت گرديد كه به جز 14 مورد بقيه موافق ليست نمودن آن تحت گونه هاي در خطر انقراض بودند. وزير منابع طبيعي و اكولوژي آذربايجان طي نامه اي اعلام نمود اگر صيد تجاري به همين وضع ادامه يابد, ماهي بلوگاي بالغي براي حفظ ذخاير اين گونه در درياي خزر باقي نخواهد ماند.

آخرين ارزيابي ذخاير ماهيان خاوياري كه توسط خانم دكتر الن پيكيج(Ellen ‍‍‍Pikitch) دانشمند برجسته و از موسسين خاويار-امپتور كه برنامه اي را با همكاري انجمن حمايت از حيات وحش(WES) انجام شده نشان دهنده كاهش هشدار دهنده 39 درصدي جمعيت بلوگا از سال 2001 تا2002 بوده است. وي مي افزايد : بدينوسيله رسماً اعلام مي شود كه ذخاير ماهي بلوگا در حال انقراض ميباشد. اين مطلب توسط خانم دكتر پيكيج كه در اكتبر 2002 به عنوان پروفسور و مدير اجرايي انسيتو علوم دريايي دانشگاه منصوب گرديد اعلام شده است.

وي مي افزايد: ترس من اين است كه عدم اقدام موثر توسط دولت آمريكا و مسئولين تجارت بين المللي نسل اين گونه را به نابودي بكشاند. بدليل ناتواني دولت آمريكا براي انجام اقدامي فوري به منظور حفاظت از ماهي بلوگا, جمعيت هاي حفاظت از خاوياراز مصرف كنندگان خواسته است كه از مصرف خاويار بلوگا جدا خودداري نمايند و همچنين مصرف خاويار ساير گونه هاي خاوياري را نيز كاهش دهند.

اگر مصرف كنندگان بخواهند خاويار بخرند, بهترين انتخاب آنها ميتواند خاويار گونه هاي پرورشي همچون ماهي خاوياري و پارو ماهي كه در ايالت متحده پرورش داده ميشوند، باشد كه از نظر زيست محيطي نيز كاملا مطمئن و قابل اعتماد ميباشد. مصرف كنندگان ميتوانند به اين ترتيب به تجارت ماهي بلوگا كمك كنند و نبايد منتظر دولت آمريكا به اميد اقدام موثري جهت حفظ اين گونه باشند. اين يك بدسليقگي است كه بخواهيم خاويار ماهي اي را بخوريم كه در وضعيت نگران كننده اي قرار دارد. خصوصا وقتي كه جايگزين مناسبي با كيفيت و يژه اي همچون گونه وحشي براي آن وجود دارد. ويكي اسپروئيل (Vikki Spruill) رئيس گروه حفاظت از اقيانوس موسوم به SeaWeb  و از موسسين حاميان حفاظت از خاويار ميگويد ما اگر به بلوگا فرصتي ندهيم شايد آن را تا سر حد مرگ پيش ببريم.

اين گزارش مي افزايد: فعاليت Emptor از سه سال پيش توسط SeaWeb, NRDC , WCS به منظور حفظ و احياي گونه هاي در خطر انقراض ماهيان خاوياري درياي خزر آغاز گرديد. اين ائتلاف موجب شد تا ماهي بلوگا در فهرست گونه هاي در خطر انقراض در ايالات متحده آورده شود و ممنوع شدن تجارت جهاني خاويار بلوگا را خواستار شود. اين جمعيت همچنين از كاهش بلند مدت سهميه صادرات براي ساير گونه هاي خاوياري حمايت نمود و خواهان كمكهاي مالي بين المللي براي بهبود  مديريت و بهره برداري اصولي آن گرديد.

ليز لاك(Liz Lauck) مدير برنامه درياييWCS  كسيكه همكاريش در اين برنامه موجب جابجايي دكتر پيكيج به انسيتو علوم دريايي دانشگاه ميامي شد, ميگويد: ما متاسفيم كه عليرغم ابراز نگراني دانشمندان، دولت تصميم خود براي حفاظت از ماهي بلوگا را به تعويق انداخته است. متاسفانه اشتهاي ملت ها براي خاويار بلوگا موجب كاهش جمعيت آن گرديده است و بدون حفاظت كامل از اين گونه اميدي براي احياي آن وجود نخواهد داشت.

 


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
به وبلاگ گلچين سايت هاي شيلاتي خوش اومديد – سيد هادي علوي onLoad and onUnload Example

----رود و خروج